|
سمر خیلی خرابی به بار آورده این باور سیاه جای خالی ات
| ||
|
بگو دستانم را تجزیه کنند کرم های مغروری که در خاکهای سرد این حوالی می لولند و بادها ذرات از هم پاشیده ی روحم را به پشت کوهها ببرند آنجا که در خاطر مسموم زمینش خاطره ی حضور گیاهی ریشه نبندد
مبادا دردم را مکرر کنند آینه ها
مبادا با من از اندوه هائی سخن بگویی که ابر بارانی را به غرش در می آورند
مبادا بگویی پشیمانی از آتشی که هدیه کرده بودی به گندمزارم
لبانم را که جرات ندارند حتی بردن نامت را چونان رازی که در قلب قله ای نهفته باید باشد به راهگذار یک جاده ی بی عبور ببخش و بخواه که فراموش کند همچنان که فراموش می کنی که تفاوتی ندارد کاستن هفت ستاره از آسمان این زمین که تفاوتی ندارد جانم
و زبانم برای کلاغ ها که خبر داده بودندم از این روز این روز
از این پس تو را به زبانی می خوانم که خود نمی دانم
ولی تو می دانی زندگان را به زبان مردگان سخن گفتن جنونی می خواهد به عمق هفت ستاره ....! [ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 12:21 ] [ پری ]
سلام
بايد از همه ي دوستاني كه در اين مدت به من لطف داشتن تشكر كنم . من در حد توان سعي مي كنم كه قدردان لطف ها و زحمات و نقد هاي خوبتون باشم .رسيدن يلدا رو به همتون تبريك مي گم و دعوت مي كنم كه مطلب كوچكي رو در مورد ريشه و معناي اون از لغت نامه ي دهخدا مطالعه كنيد : یلدا. [ ی َ ] (سریانی ، اِ) لغت سریانی است به معنی میلاد عربی ، و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند از این رو بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح (نوئل ) ۞ که در 25 دسامبر تثبیت شده ، طبق تحقیق محققان در اصل ، جشن ظهور میترا (مهر) بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی آن را روز تولد عیسی قرار دادند. یلدا اول زمستان و شب آخر پاییز است که درازترین شبهای سال است و در آن شب یا نزدیک بدان ، آفتاب به برج جدی تحویل می کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام میشود. شعرا زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازی بدان تشبیه کنند و از اشعار برخی از شعرا مانند سنایی و امیرمعزی که به عنوان شاهد در زیر می آید رابطه ٔ بین مسیح و یلدا ادراک می شود. یلدا برابر است با شب اول جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست ویکم دسامبر فرانسوی . (از برهان ، آنندراج ، حواشی علامه قزوینی بر آثارالباقیه ، شرح پورداود در یشتها، فرهنگ فارسی معین و یادداشت مؤلف ) : چون حلقه ربایند به نیزه تو به نیزه خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا. عنصری . نور رایش تیره شب را روز نورانی کند دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند. منوچهری . گرنیابد خوی ایشان درنیابد خلق را روز روشن در بر دانا شب یلدا شود. ناصرخسرو. قندیل فروزی به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا. ناصرخسرو. او بر دوشنبه و تو بر آدینه ۞ تو لیل قدر داری و او یلدا. ناصرخسرو. یلدا یلدا. [ ی َ ] (اِخ ) یکی از ملازمان حضرت عیسی (ع ) بوده است . (برهان ) (از ناظم الاطباء). اما ظاهراً از بیت «به صاحب دولتی پیوند...» سنایی بعض فرهنگ نویسان (از جمله مؤلف برهان ) پنداشته اند که «یلدا» نام یکی از ملازمان عیسی بوده است ، ولی چنین نامی در زمره ٔ ملازمان او در مأخذی دیده نشده و «چاکری » کردن هم در بیت سنایی به معنی اختصاص یافتن زمان مزبور به ولایت وی می باشد. (پورداود، یشتها ج 1 ص 419). لغت نامي دهخدا ، ج14 ، ص 21090 [ چهارشنبه سی ام آذر 1390 ] [ 12:30 ] [ پری ]
سلام
باید بزرگان سه گانی جسارتم را ببخشند ولی وسوسه ی امتحان این نوع شعر راحتم نمی گذاشت این شد که ... این قفس را پرنده ای بودی و شکستی تو هم مرا آسان پیش چشمان بسته ی تهران ....! خنده ، رعشه ، اشک ، آه جای پنجه ی پلنگ روی صورت قشنگ ماه....! [ شنبه بیست و ششم آذر 1390 ] [ 18:45 ] [ پری ]
به تو و ساحل رحیمی فیاض عزیزم که این کار را بسیار دوست داشت : چونان سنگی که خیال گنجشکان لانه کرده در تخم چشمانم را پرانده باشد نمی توانم از تو برنجم و تو ناگزیری چونان مرگی که می رسد ناگاه وقتی درست لحظه ی زیستن را به تجربه نشسته ام بی درد نمی توانم از تو برنجم تا دستی که تو را اراده کرده اینچنینم خواسته تنها و گنگ بی آنکه کسی بتواند خیال کند عشق میان سنگ و مترسک را من محبوبه ی پسر چوپان نبوده ام ولی لباسم لباس دختر کولی بود شاید برای این مستحق بوده ام که تو را ... نمی توانم از تو برنجم و تو ناگزیری....! [ جمعه بیست و پنجم آذر 1390 ] [ 22:6 ] [ پری ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||